|
دلبستگی به قدرت معمولا" یک تفاوت عمده بین اهل سیاست و ریاست در دنیای شرق و غرب وجود دارد و آن اینکه هرچه از غرب به سمت شرق دورتر میشویم دلبستگی به قدرت در بین افرادی که به نوعی قدرت را در اختیار دارند بیشتر میشود . به عنوان مثال در غرب معمولا" کسی که برای یک یا دو دوره متوالی رئیس جمهور یا رئیس یکی از قوا یا صاحب یکی از مناصب دولتی است پس از طی دوره مدیریتش شاهد یک تغییر کلی در رفتار وی هستیم . به این معنی که طرف پایش را از حوزه قدرت کنار می کشد و معمولا به ملک و مزرعه شخصی خود نقل مکان می کند و یا هم بنیاد خیریه ای تاسیس می کند و خدمات رفاهی و اجتماعی خود را خارج از دایره قدرت دنبال می کند . اما در شرق خلاف آن را مشاهده می کنیم و در اینجا نه تنها این دلبستگی در سران بالای سیاسی یک کشور قابل مشاهده است که حتی در کوچکترین مناصب قدرت که همان ریاست اداره ای کوچک باشد قابل ملاحظه است . بی آنکه نامی از کسی برده باشیم با اندکی مطالعه در زندگی مشاهیر سیاسی دو بلوک شرق و غرب به مثالهای زیادی در این زمینه خواهیم رسید . دلبستگی به قدرت در شرق چنان زیاد است که اگر عمر محدودیتی برای دوست داران قدرت ایجاد نمی کرد بعضی شاید برای صدمین بار خود را نامزد ریاست جمهوری یا نمایندگی مجلس یا هر سمت انتخابی دیگری بکنند . راستی خواستگاه این دلبستگی چیست ؟ چه تفاوتی بین شرق و غرب وجود دارد و چه عاملی طعم قدرت را در کام شرقیان شیرینتر می کند که تا این اندازه به آن دلبسته میشوند . به احتمال زیاد بررسی عوامل دقیق دلبستگی به قدرت ، مستلزم مطالعات جامعه شناسی دقیق و شناخت عوامل روانی موثر بر آن است که از حوصله این بحث خارج است . اما بر یک نکته بدیهی در این خصوص می توان تاکید داشت و آن هم طعم شیرین قدرت در این جوامع است . شما حق دارید از خودتان سوال کنید که چرا قدرت در شرق طعمی بسیار شیرین و در غرب اندکی تلخ دارد . باز هم دقت کنید وقتی یک صاحب منصب باید مرتبا" پاسخگوی اقدامات خود باشد و ناچار شود در مقابل افکار عمومی و رسانه های آزاد به توضیح و پاسخ بپردازد بعد از مدتی از این همه نظارت مردمی که از طریق رسانه های آزاد فراهم شده است به ستوه می آید و از اینکه مدام زیر نظر دوربین های تلوزیونی ناچار است بدون خطا مسیر روشن قانون را طی کند خسته میشود و نهایتا" به نکته ای می رسد که عطای قدرت را به لقایش ببخشد . اما بر خلاف آن ، جهان شرق که از توسعه رسانه های آزاد چندان بهره ای نبرده است صاحب منصبان خود را در خلوتگاهی سرسبز و محصور در حصارهای بلند می بینند که فقط با اجازه خود آنان است که ورود به این بهشت دنیوی مقدور می گردد و هرگاه نپسندند یا لازم ندانند هیچ چشمی قادر به تماشای آنان نیست . این بدان معناست که این خلوتخانه محل امنی است و فراغت خاطر می آورد و اگر هم دلبرکان حوری سرشت در آن نباشند آب زمزمی و سایه طوبائی یافت میشود و همین است که صاحب منصب اگر گاهی به اجبار از این باغ رانده شود بار دیگر ،در آرزوی رسیدن به آن بهشت مجازی در سوز و گداز است و همین کافی است تا تقلای عده ای را برای بدست آوردن دو باره و چندباره قدرت توجیه پذیر نماید .
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 13:41  توسط علی تیماس
|
|
|