تبليغاتX
گامرون - پیامدهای توقیف یک نشریه چیست ؟

پيامدهاي توقيف يك  نشريه چيست ؟

دوستي از من خواسته مقاله اي با عنوان فوق بنويسم . نوشتن هم مثل شعر گفتن است  گاهي ذوقش هست و گاهي نيست . با اين حال درخواست آن دوست عزيز را اجابت ميكنيم .

واقعيت اين است كه توقيف يك نشريه هيچ پيامدي ندارد چرا كه اگر چنين بود هيچ نشريه اي توقيف نمي شد . اگر توقيف يك نشريه هزينه اي براي توقيف كننده ايجاد مي نمود يقينا" وضع تفاوت داشت . بنا بر اين به جاي اينكه سوال كنيم پيامدهاي توقيف يك نشريه يا رسانه چيست بهتر است سوال شود كه چرا توقيف يك رسانه هيچ پيامدي ندارد ؟ ببينيد وقتي كه مثلا" روزنامه سلام بسته شد چه اتفاقي افتاد . عده اي دانشجو آمدند وسط ميدان و خود شان را به آب و آتش زدند . بعضي كور شدند . بعضي كر شدند و بعضي روانه زندان شدند و نهايتا" بعضي هم با عذرخواهي از اشتباهي كه كرده بودند از مهلكه جان بدر بردند . مردم هم ايستادند تماشا كردند و پس از چندي آبها از آسياب افتاد و ديگر كسي نامي از سلام نبرد . اين شايد بالاترين هزينه اي بود كه از بستن يك رسانه بوجود آمد آنهم در جوي كه وجود داشت . يعني تعداد روزنامه ها كم بود و تعداد روزنامه هاي  حامي دولت كمتر . بعد ها كه روزنامه هاي ديگر هم يكي پس از ديگري بسته شدند هيچ اتفاقي نيافتاد و آخرين آنها كه ايران بود و مخاطبان زيادي هم داشت بسته شد و باز هم هيچ اتفاقي نيافتاد .  بيائيد ببينيد كه جايگاه اين رسانه ها در جامعه چقدر والاست كه بودن يا نبودنش هيچ توفيقي نمي كند . حالا به جاي رسانه بيائيد مثلا" توزيع بنزين را توقيف كنيد يا تاكسي ها را توقيف كنيد و به نتيجه نگاه كنيد ببينيد چه ميشود . تظاهرات ميشود . زد و خورد ميشود . پمپ بنزينها اگر شانس بياورند و آتش زده نشوند حداقل شيشه و دفتر و دستكشان به هم ميريزد . بنابراين مشكل در واقع اينجاست كه جامعه چندان به وجود و الزام اين رسانه ها  اگاه نيست . به نظر آنها اين هم يك شغلي است مثل مشاغل ديگر كه اگر پول خوبي داشت بايد ادامه اش داد و اگر هم پولي در آن يافت نشد تعطيلش كرد و به فكر شغل ديگر بود . به عنوان يك روزنامه نگار اين قدر از من سوال شده كه درآمد شغلي  ام  خوبه يا نه و گاه چندين بار اين سوال توسط يك شخص در چند مرحله تكرار شده است . يعني شخص با خودش فكر كرده كه نكند طرف درآمد خوبي كسب ميكند و به جهت اينكه اسرارش را لو ندهد به وي دروغ مي گويد . جامعه خبرنگاري ما هم همينطور مشكل دارد و همه كساني كه در اين شغل حضور دارند لزوما" علاقه مند به شغل خبرنگاري نيستند بلكه از آنجا كه فرصت شغلي مناسب برايشان فراهم نشده  به اين طرف آمده اند و اگر فرصت شغلي مناسبتر با حقوق و مزاياي بيشتر پيدا كنند خبرنگاري را رها ميكنند . البته تقصيري هم ندارند . در جامعه اي كه تعداد بيكاران زياد است يافتن شغل ولو خبرنگاري يك هنر است .  اگر روزي برسد كه مخاطبان رسانه ها  مثل ساير نيازها  به رسانه مورد نظرشان نگاه كنند آن وقت اگر آن رسانه توقيف شود  هزينه دارد . و البته راهي است طولاني خصوصا" در جامعه ايراني كه ديدگاه مثبتي نسبت به رسانه ها وجود ندارد و چون شوروي سابق  اغلب رسانه ها به عنوان سخنگوي دولت و نظام  متهم هستند .

اينكه رسانه اي اگر تعطيل شد عده اي خبرنگار و ماشين نويس و صفحه بند و عكاس شغلشان را از دست مي دهند از درجه اهميت چندان بالائي برخوردار نيست . زيرا اساسا" رقمي نيست . مگر يك رسانه چند نفر پرسنل دارد .50 نفر براي يك رسانه محلي و 500 نفر هم براي يك رسانه در سطح ملي . بيشتر كه نيست . پنج ميليون بيكار وجود دارد ميشود پنج ميليون و پنجاه نفر .

           برگرديم به اصل مطلب و گفتيم كه جامعه چنين نيازي را احساس نمي كند و از بستن يك رسانه هيچ واكنشي نشان نمي دهد . شايد براي بستن يك رسانه واكنشهائي نشان دهد اما از توقيف  هيچ واهمه اي ندارد .

      كمي دايره سخن را گسترده تر بكنيم و از مرزها فراتر برويم . دوستي مي گفت دولت فرانسه وام هاي كلان با بهره كم  به كساني مي دهد كه تلوزيون . روزنامه يا هر رسانه ديگر راه اندازي كند . آنها خوب فهميده اند كه اولين فايده يك رسانه متوجه دولت و نظام حاكم است . به همين دليل هم حمايت مي كنند . دولتي كه امتياز مي دهد تا يك رسانه به جريان بيافتد  و آنهم از موضع مخالف سخن بگويد دارد به نوعي خود را واكسينه مي كند و هزينه اي هم كه مي پردازد بابت واكسيناسيون است  . اما در كشور ما اتفاقات معكوس رخ مي دهد . يعني از يك طرف براي راه اندازي يك رسانه هيچ امتيازي وجود ندارد و از طرف ديگر رسانه اي كه دوات و مركبش از خون دل موسسان تهيه ميشود به راحتي بسته ميشود  و اين هم در مجموع معدل يا سطح  هيئت حاكم را به نمايش مي گذارد . حالا اگر منظور اين است كه پيامدهاي بلند مدت توقيف يك رسانه چيست كه جوابش معلوم و مشخص است . محروم شدن جامعه از آموزش . همان گرفتاري كه ما اكنون با آن مواجه هستيم ريشه در عواقب گذشته دارد . دول گذشته زياد كوتاهي كردند و مثلا" وقتي شخصي مثل امير كبير در بعد آموزش گامهائي بلند برداشت به جاي ادامه راه و مساعدت با وي او را از سر راه برداشتند . يعني چيزي وجود دارد كه مخالف آگاهي بخشيدن و آگاهي دادن و روشن كردن است . به ظلمت علاقه مند است و در تاريكي مي تواند نشو و نما پيدا كند . اين چيز را هرچه بناميم . به نظر من اين چيز خود از جنس نا آگاهي است  و بايد با آن مبارزه كرد . فقط با همو !

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:0  توسط علی تیماس  |